64 مربوط به امین حرف ماهگرد...
دیشب اولین دقایق روز رو بهت تبریک گفتم...
امشب زنگ زدی و شعر ای کاش رو خواستی...
برات فرستادم...
گفتی دوست داری بخونم برات...
و زنگ زدی و خوندی این شعر رو برام...
ساده دوست داشتنی و قشنگ..
ممنون بهار جان که اینجوری امشب رو ساختی برامون
برچسب:
نویسنده: بهار مرادیان
پیاده روی و خرید لاک تو...
تا خوردن بستنی ذغالی و سیاه شدن دندون و لبامون...
و رفتن تا دم سینما فرهنگ و نرفتن به سینما...
شب خوبی بود کنارت....
امیدوارم بهت خوش گذشته باشه...
و این هم شد اولین روز از مردادمون...
و بعد از مدت ها چند ثانیه گرفتن دستت....
برچسب:
نویسنده: بهار مرادیان
برچسب:
نویسنده: بهار مرادیان
و پیشنهاد تو واس یه روز دیگه...
اصرار من و قبول کردن تو...
پاساژگردی و دور زدن سمت خیابون پیروزی...
دعوت تو در جیگرکی امیرخان...
شب خوبی بود بهار...
خیلی...
گرفتن دستات برای دومین برار ...
اما این دفعه بیشتر...
برچسب:
نویسنده: بهار مرادیان
+ حالا تا عصر بشه...
بعد از کلاس زبانم...
+ من دارم میام مربوط به پارک حرف ملت...
دیدمت...
نشستیم...
ساندویچی که درست کرده بودی...
کنار تو...
بعدش روی چمن...
یکم عکس گرفتن...
ورق بازی کردن...
پیاروی تا میدون تجریش!!!...
خیلی خوب بود...
ولی ناراحتی تو...
ممنونم ازت بهار
برچسب:
نویسنده: بهار مرادیان
مربوط به دیدار حرف ی سخت...
ناراحت کننده حتی...
نمیخوام راجبش حرف بزنم:(...
بهار؟
+ خریدهاتم خوشکل بود. به خصوص اون LED هات
برچسب:
نویسنده: بهار مرادیان
دوباره هر دوتامون در یک زمان...
در همون شهری که 20 و اندی از از سال های زندگیمون رو گذروندیم...
در همون شهری که 3 سال رو کنار هم گذروندیم...
در همون شهری که عاشقی رو باهم تجربه کردیم...
دوباره آسمون این شهر رو همزمان باهم داریم تجربه می کنیم....
هر چند دور از هم...
و بی خبرتر از هم...
برچسب:
نویسنده: بهار مرادیان
مربوط به دلتنگی حرف یعنی دلم نگاتو بخواد...
مربوط به دلتنگی حرف یعنی اینکه بدونم هیچوقت رسیدنی نباشه...
بهار...
دلم الان میخواست جلوت بشینم و حرف بزنیم...
بخندی...
شوخی کنیم...
برچسب:
نویسنده: بهار مرادیان
شاید اولین بار بود اینجوری می دیدمت...
اینقدر ناراحت...
اینقدر درگیر..
اینقدر خسته...
برچسب:
نویسنده: بهار مرادیان
امروز مربوط به خواب حرف تو دیدم بهار...
مربوط به خواب حرف ی قشنگ...
تو هم که عازم مشهد هستی امشب...
بعد از آخرین پستم یکی دوبار دیگه هم همو دیدیم...
ولی نمی دونم چرا نشد بنویسم!
هرجا هستی مواظب خودت باش
برچسب:
نویسنده: بهار مرادیان